آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام - قيطرانى ولى
نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام
قيطرانى ولى
نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام, عبدالحيّ كتّانى, مترجم عليرضا ذكاوتى قراگزلو, پاييز ١٣٨٤ .
كتاب نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام (نظام الحكومة النبويه المسمى التراتيب الادرايه) تأليف عبدالحى ّ كتّانى و ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو (انتشارات حوزه و دانشگاه, قم و سمت, تهران, ١٣٨٤) از جمله كتاب هايى است كه بر اساس احاديث و روايات اسلامى و تحليل آنها به ويژه در امر حكومت نوشته شده و به لحاظ كثرت منابع و مطالب در نوع خود بى نظير مى باشد, كتاب مزبور از چند وجه حائز اهميت است:
١. مؤلف روشمندانه با تحليل و تفسير (تاريخى, اخلاقى, فقهي… ) بنيان هاى روايى ادارى حكومت و تمدن اسلامى را طى چند بخش با عنوان هاى فرعى بسيار و نتيجه گيرى ذيل كلمات و عباراتى همچون (مؤلف مى گويد), (فايده), (تنبيه) و (تذكر) معرفى كرده است.
٢. به لحاظ موضوعات مطرح شده و نيز ملموس و كاربردى آنها (موضوعات) در زندگى اجتماعى سياسى و هم فردى مسلمانان, كتابى جالب و خواندنى مى باشد به طورى كه خواننده فارسى زبان (كه دسترسى به منابع عربى غرب اسلامى ندارد) با نگاهى اجمالى به محتواى آن جواب سؤال هاى خويش را مى يابد.
٣. مؤلف كوشيده تا با اطلاع كافى از حديث, تاريخ و فقه (به خصوص اهل سنّت) اسلامى الگويى جامع از دين اسلام در شئون مختلف زندگى دنيوى پيش روى فرد مسلمان بگذارد. (با آنكه حدود هشتاد سال از نوشتن اين كتاب مى گذرد, به لحاظ اطلاعات سرشار و گردآورى روايات و آثار دست اول درباره اوضاع اجتماعى صدر اسلام, هنوز هم منبعى با اهميّت است, مگر اينكه از كتاب هاى تازه چاپ يا تازه ياب در تأييد, تكميل يا تصحيح مطالب آن چيزهايى به دست آيد و مقايسه و مقارنه صورت گيرد.
نويسنده علاوه بر آنكه در بيشترِ موارد اخبار منقوله را نقّادى كرده, همان ارائه روايات مختلف و متنوع در هر باب, خدمت بزرگى است كه زمينه قضاوت درست را براى خواننده فراهم مى كند و از آنجا كه مراجع و مدارك اين كتاب غالباً كتب اهل سنّت و گاه از نويسندگان مغرب اسلامى است, براى اهل مطالعه ما تازه تر و قابل توجه تر خواهد بود) (ص ١٧).
بايد گفت مؤلف نظام اداري… با طرح مقولات معتنابه از احاديث و روايات گردآورى شده ـ كه عمده ترين ارزش كتاب همين امر مذكور است ـ و ارائه شخصيّت قدسى و در عين حال مردمى پيامبر اسلام(ص) (مستخرَج از آيات و روايات) توانسته هر خواننده مسلمان (و بسا غير مسلمان) را با هر سليقه جذب و رغبت او را به خواندن تمامى كتاب جلب نمايد, فى المثل وقتى خواننده به عناوينى همچون (رازدار پيغمبر(ص) كه بود؟), (خادم بستر و بالين پيغمبر ـ ص), (ظروف پيغمير ـ ص), (دو به هم زنى ميان زنان), (كسى كه پيغمبر(ص) را مى خنداند) در كنار عناوين ديگرى همچون (كاتبان وحى), (مفصل ترين و جامع ترين سند باقى مانده از پيغمبر ـ ص), (بيعت, معاقده, معاهده), (پيغمبر(ص) و مسلمانان صدر اول از مهندسى ساختمان و راه سازى اطلاع داشتند) و جز اينها (كه روى هم نزديك به پانصد عنوان فرعى ذيل ده بخش كلى طى ٤١٠ ص مى شود) بر مى خورد, درصدد بر مى آيد كتاب مذكور را مطالعه كند و بهره لازم را ببرد.
البته در اين ميان نقش مترجم زبردست و صاحب نظر نظام ادارى مسلمانان… را نبايد فراموش كرد. يكدست بودن ترجمه و كاربرد واژه هاى مناسب محاوره اى در كنار لغات ادبى و رسمى و ادارى, گزينش مطالب و حذف زوائد و موارد ناصيح و مبتذل, و… از ويژگى هاى ترجمه استاد ذكاوتى در كتاب مزبور است (ص ١٩). ضمن اينكه ايشان جهت اطلاع خواننده مى گويد (لازم است به اجمال به نكته اى اشاره شود كه در قطعى بودن مصادر تاريخ اسلام جاى سخن است و افزون بر اشكالاتى كه در هر نقل و روايتى از سينه به سينه و از شفاهى به كتبى رخ مى دهد, چه بسا تصرّفات عمدى و كم و زيادها واقع شده و بنا به مصالح و منافع شخصى, گروهى, سليقه اى و فكرى دروغ ها ساخته اند و راست ها از قلم انداخته اند. اگر هم نقد و درنگى صورت گرفته, در احاديث احكام است, اما در روايات تاريخى, عقيدتى و حتى اخلاقى به مواردى بر مى خوريم كه خواننده عادى نيز به ساختگى بودن آن پى مى برد, هر چند بعضى اوقات نيز درستكارى چنان ماهرانه بوده كه كارشناسان هم در صحت و سقم آن دچار ترديد مى شوند. آنچه گفتيم براى اين است كه پيشتر به خواننده يادآورى كرده باشيم دست يافتن به مجموعه اى از بطون متون كهن, كه در آن مطالب منظّم و معنا دارى از سير حوادث قرون قديم بيرون كشيده شده و در معرض مطالعه آسان و بى زحمت ما قرار گرفته, بسيار مغتنم است, و كتاب حاضر چنين مجموعه اى است) (ص ١٧ و ١٨).
٤. عبدالحى ّ در كنار فعاليت هاى سياسى با برپا كردن كتابخانه غنى از منابع كثير و دست اول و نيز جستجوى آثار و شواهد تاريخى در زمان معاصر با تأليف آثار بسيار از جمله كتاب حاضر به ضرورت حكومت جمهورى اسلامى پى برده و نويد آن را به مسلمانان داده است, زيرا پس از اضمحلال امپراطورى عثمانى و پيدايى كشورهاى مستقل مسلمان با گرايش هاى سياسى مختلف, (بازگشت خلافت اسلامى) همچنان براى متفكران عرب (مسلمان) مطرح بود. گروهى تحقق مقوله مزبور را غير ممكن و گروهى ممكن مى دانستند. كتاب هايى از دو جانب نوشته شد كه كتاب حاضر با رويكرد موافق مسئله مذكور مبنى بر نظريه (يگانگى دين و سياست) تأليف گرديد (ص ٣ ـ ٥). كتابى در مقدمه جامع خويش, (از همان ابتدا تأكيد مى كند كه در سيره نبوى تمامى آنچه كه مى توان از آنها به عنوان اجزاى حكومت ياد كرد به اجمال يا تفصيل وجود دارد, هر چند مورد غفلت كسانى قرار گرفته كه به گردآورى مسائل حكومتى از دوره خلفاى اموى و عباسى اشتغال داشته اند… سبب تأليف كتاب (حاضر) آن است كه همه آنچه مربوط به نظامات زندگى و حكومتى و ادارى بوده و در روزگار تأسيس تمدن اسلامى نبوى در مدينه وجود داشته, از دل متون تاريخ و سيره استخراج شده و در دسترس قرار گيرد… ) (ص ١١ ـ ١٢).
البته منبع اصلى كتّانى كتاب تخريج الدلالات السمعيه على ما كان فى عهد رسول اللّه(ص) من الحِرَف و الصنائع و العمالات الشرعية نوشته ابوالحسن على خزاعى تلمسانى فاسى در سال ٧٨٦ بوده كه او (كتّانى) با تهذيب كتاب مزبور به لحاظ مطالب تكرارى و نواقصِ اسنادى (احاديث و روايات)… و تصرفات زياد, آن را به صورت كتاب مستقل حاضر تحرير و تأليف نموده است (ص ١٨ ـ ١٩).
بارى نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام از يك مقدمه (استاد جعفريان) و يادداشت متجرم (استاد ذكاوتى) و ده بخش عمده تشكيل شده كه محتواى هر بخش نشانه دقت نظر و توجه بليغ مؤلف به ايجاد فضاى ذهنى مناسب با اوضاع ادارى, اجتماعى, تاريخي… اقتصادى و صنعتى صدر اسلام در خواننده مى باشد. ناگفته پيداست كه نظام اداري… خود گزيده اى از التراتيب الادرايه… است و به دست دادن گزيده ديگر از آن در اينجا مناسبِ كتابگزارى نيست, لذا بايد به كتاب رجوع كرد و از مطالب آن بهره مند شد, اما در هر حال جهت اطلاع خواننده مى توان به چند موضوع و شواهد مربوطه اشاره نمود.
واژه شناسى و سير تاريخى كاربرد برخى اصطلاحات اسلامى و مصاديق آنها: خليفه, اميرالمؤمنين (ص ٢١), فرق بين خليفه و مَلِك و سلطان (ص ٢٥ ـ ٢٦), اقسام بدعت (ص ٣٠), فتوا (ص ٤٥), اصطلاحات نامه هاى پيامبر(ص) (ص ٧٦ ـ ٨١), وقف (ص ١٩١) و… .
علم آموزى و ترجمه كتاب: وضعيتِ علمى صدر اسلام, ص ٢٩٣ ـ ٣٠٣), چگونگى علم آموزى صحابه (ص ٣٠٩ و ٣١٠), روزهاى مخصوص اهل علم (ص ٣١٥), ترجمه كتاب هاى كهن (ص ٣٣٣ و ٣٣٤), آموختن نجوم (ص ٣٥٠ و ٣٥١)… كه متضمّن نكات بسيارى در آداب علم آموزى و هم حرمت علما آمده است. (از على(ع)… از جمله حقوق عالِم بر تو اين است كه بر همه به طور عام سلام كنى و به ويژه او تحيّت نيز بگويى و پيش روى او بنشينى و با دست و چشم اشاره نكنى و قول مخالف او را به نام نقل نكنى و نزد او غيبت نكنى و جامه او را نگيرى و زمانى كه حوصله ندارد بر او وارد نشوى و بر طولِ صحبتش اعتراض و تعريض نكنى كه عالِم همچون نخل است, بايد منتظر بمانى كه چيزى از آن فرو افتد … ) (ص ٣٥٦). افزون و مقدم بر اينها (پيغمبر(ص) هنگام علم آموزى, هر يك از اصحاب را بر حسب مرتبه مى نشانيد و مى فرمود بردباران و خردمندان شما نزد من بنشينند و سپس ديگران) يا (جاى گرفتن در مجالس جمعه و مجلس علم صبحگاهى (پيغمبر ـ ص), به ترتيب هجرت و علم بود) (ص ٣٦١). البته ترتيب حضور نزد پيامبر(ص) براى گروه هاى ديگر رعايت مى شد چنان كه (… در مجلس حرب, جنگ آزمودگان و دلاوران نزديك پيغمبر(ص) مى نشستند و در مجالس مشورت كسانى كه بصيرت داشتند و در… ) (همان جا).
(در آنچه به نوشتن مربوط مى شود) عنوان بخشى از كتاب درباره نوشتن و اهميّت آن نزد مسلمانان صدر اسلام است كه به كاتبان (ص ٦٩ ـ ٧٣), اندازه و وضع نامه ها (ص ٧٢), اصطلاحات نامه هاى پيغمبر(ص) (ص ٧٦), كيفيّت خطاب فرمانروايان عصر به آن حضرت (ص ٧٦ ـ ٧٧), نويسا بودن پيامبر(ص) (ص ٨٦ ـ ٨٧) و سپس ويژگى هاى سفيران پيامبر(ص) (ص ٩١ ـ ١٠٠), شعر و شاعرى نزد پيامبر(ص) (ص ١٠٣ـ ١٠٦) و… اختصاص دارد. (پيغمبر(ص) از شريد خواست شعر امية بن ابى صلت را برايش بخواند و او صد شعر يا صد بيت خواند… فرمود چيزى نمانده بود كه (اين شاعر) مسلمان شود … شعرش مؤمن و قلبش كافر است) (ص ١٠٥). مؤلف مى گويد (عرب ها بر اروپاييان در كشف رمز خطوطِ قديم سبقت دارند و به واسطه كتب عربى است كه اروپاييان به اين درجه از معرفت لغات و خطوط كهن رسيده اند, چنان كه در اواخر قرن سوم يا اوايل قرن چهارم, احمد بن وحشيه نَبَطى كتاب شوق المستهام… را نوشت كه شامل صور تمام خطوط مستعمل ميان امت هاى قديم بود… ) (ص ١١٣).
يكى از بخش هاى بسيار جالب كتاب, بخش (پيشه ها و صناعات روزگار پيامبر(ص) است (ص ٢٢٥ ـ ٢٩١). در اين بخش مؤلف ضمن آوردن عناوين متنوع با روايات و توضيحات درباره انواع حِرَف و پيشه هاى صدر اسلام مى گويد (مسلمانان نخستين به خريد و فروش مشغول نمى شدند, مگر احكامش را بدانند) و سپس اين كلام على(ع) را از شرح نهج البلاغه (ابن ابى الحديد) نقل مى كند كه (من اتجر بغير فقه فقد ارتطم فى الربا), (مسائل معاملات با هم مشتبه اند و جز فقيه آن را فرق نمى نهد) (ص ٢٣٤), (تاجر بايد احكام صحت و فساد و بطلان و حرام و حلال معاملات و ربا را بداند) (ص ٢٣٥). البته در بخش مزبور اطلاعاتى راجع به وضع راه هاى ارتباطى ممالك مسلمانان جهت انتقال كالا و محصولات كشاورزى موجود است كه مربوط به بعد از زمان پيامبر(ص) مى شود, از جمله (آرد سفيد و روغن و عسل از شام به مدينه مى آوردند و مدينه بازار اعراب شده بود كه از راه هاى دور بدان جا كالا حمل مى شد) (ص ٢٥١).
بارى در بخش مزبور به روايات جالبى نيز بر مى خوريم مانند (على(ع) بركسى گذشت كه زعفران وزن مى كرد, فرمود نخست كامل وزن كن و سپس هر قدر خواستى اضافه بريز) (ص ٢٤٠), (پيغمبر(ص) كندن گياه مكه را تحريم كرد, مگر اذخر كه براى سقف خانه ها و مصرف زرگرها به كار مى آمد) (ص ٢٥٥), (پيغمبر(ص) سه بار مسجد ساخت, يك بار يكپارچه خشت پهلوى خشت, ديگر يك خشت و نيم خشت, سوم چيدن خشت به صورت نر و ماده و دو خشت كامل بالاى آن) (ص ٢٦٢).
در كتاب نظام اداري… سخن از پزشكى و پزشكان و حتى قرنطينه در زمان پيامبر(ص) رفته است, چنان كه كتّانى به نقل مى گويد (پيغمبر(ص) زخم سعد بن معاذ را داغ كرد كه خون بند بيايد, مبادا مجروح از خونريزى بميرد) (ص ٢١٧). راجع به قرنطينه نيز مى گويد (پيغمبر(ص) فرمود هر گاه در سرزمينى وبا پديد آمد و شما آنجا بوديد بيرون مگريزيد) يا (… خود را به نزديكى مرض افكندن, همانا تلف شدن است) (ص ٢١٨).
اما بهداشت نيز از لوازم سلامتى بدن و پيشگيرى بيمارى هاست, لذا همو (كتّانى) در جاى ديگر كتاب با ذكر عنوان (سخن پيغمبر(ص) در بهداشت و درمان و تغذيه) مطالبى مى آورد كه ما بخشى از آن را نقل مى كنيم: (پيغمبر(ص) ماهى و شير را با هم نمى خورد و دو خوراكى كه هر دو طبيعت گرم يا سرد داشته باشد و يا دو قابض يا دو مسهل يا يك قابض و يك مسهل با هم نمى خورد , همچنين دو غذاى سنگين و يا سنگين و سبك را توأم نمى كرد, همچنين كبابى و آبپز, گوشت قورمه و رطب تازه ماست و تخم مرغ را با هم, گوشت و ماست را با هم و غذاى شب مانده و گنديده نمى خورد. نيز ثابت نشده حضرت غذاى نمك سود يا در سركه خوابانيده شده مصرف كرده باشد, اما دوغ و آب خرما و شربت عسل بسيار خنك ميل مى فرمود) (ص ٢٦٦) و (پيغمبر (ص) فرموده است انسان چند لقمه بخورد كه پشتش راست بماند و قوّتش نابود نشود و اين يك سوم شكم است, يك سوم دوم براى آب و يك سوم آخر براى تنفس و اين براى بدن و قلب مفيدتر است) (ص ٣٦٧).
يكى ديگر از عناوين فرعى نظام ادارى مسلمان… عنوان (توانگر شدن صحابه (از تصرف غنائم) مى باشد. مؤلف مفصلاً به اين موضوع پرداخته از جمله به نقل مى گويد (… طلحه انگشترى با نگين ياقوت داشت… از طلحه يكصد پوست گاو به جاى ماند, هر پوستى محتوى سه قنطار طلا (= سه پوست گاو پر از طلا)… در سر طويله عبدالرحمان بن عوف يك هزار اسب, يك هزار شتر و ده هزار گوسفند بود و ربع ميراث او, هشتاد و چهار هزار (دينار) شد. از زيد بن ثابت آن قدر طلا و نقره باقى ماند كه با تبر قطعه قطعه مى كردند, به جز املاكى به ارزش يكصد هزار دينار… ) (ص ٣٨٦).
به دست دادن آمار و هم نام كسانى كه به نحوى در خدمت پيامبر(ص) و اسلام و مسلمانان بودند از ويژگى هاى بارز كتاب نظام اداري… است, طورى كه ذيل هر بخشى از آن چندين عنوان فرعى راجع به نام و مسئوليّت اين گونه اشخاص ديده مى شود. در اينجا چند عنوان از مقوله مزبور را ذكر مى كنيم: خادمان پيغمبر(ص) از بنده و ازد (ص ٣٠), (كفشدار پيغمبر(ص) (ص ٣٤), كسانى كه واسطه بين پيغمبر(ص) و مردم بودند (ص ٤٥), كاتب سرّ پيغمبر(ص) (ص ٧١), مأمور نگهدارى اسيران) (ص ١٥١), امين حرم پيغمبر(ص) (ص ١٧١), هفت برادر صحابى كه گورشان از هم جداست (ص ٣٨٣), … .
سواى اينها خواننده مى تواند با مطالعه نظام اداري… از وضع جهاد و عمليات جنگى در زمان پيامبر(ص) مطلع گردد. در اين مقوله عناوين چشمگيرى مانند شعار رزمندگان و علامتى كه با آن يكديگر را مى شناختند, تهيه اسب براى رزمندگان, اسلحه پيغمبر(ص), پيغمبر(ص) با كافران چه رفتارى مى كرد و… به ديده مى آيد (ص ١٥٣ ـ ١٨٦). كتاب مزبور راجع به (گردآورى ماليات) (ص ١٨٦ ـ ١٩٦), (خزانه دارى و انبار دارى) (ص ١٩٧ ـ ٢٠٦) نيز مطالب خواندنى مفصل دارد كه با همين عناوين و بيشتر ـ همان طور كه گفته شد ـ سعى مؤلف در به دست دادن نام كس يا كسانى است كه فى المثل (تحويلدار خمس), (جزيه گيرنده), (عاملِ زكات), … بوده اند. ضمن اينكه اوزان مستعمل در زمان پيغمبر(ص) را هم معرفى و طريقه استفاده از درهم, شتر و گوسفند را با ذكر منابع و نقل قول از آنها توضيح داده است.
كتّانى درباره قدمت سكه در اسلام مى گويد (قديم ترين سكه اى كه تاكنون يافت شده, به سال ٢٨ و در زمان خلافت عثمان در قصبه هرتك [؟] طبرستان ضرب شده و بر روى آن نگاشته اند (بسم اللّه ربى) و سكه اى ضرب شده به سال ٣٧ زمان خلافت على(ع) كه بر آن نگاشته اند (ولى اللّه) و نيز سكه هاى سال ٣٨ و ٣٩ با نقش (بسم اللّه ربى) است… ) (ص ١٩٩).
در نظام اداري… مطالبى هم درباره زنان احتوا يافته آمده, از جمله ذيل عنوان (نماينده زنان در محضر پيغمبر ـ ص): (اسماء بنت يزيد بن سكن انصارى به خدمت پيغمبر(ص) رسيد و گفت من فرستاده گروهى هستم كه پشت سر من هستند و همين حرف مرا مى گويند و نظر مرا دارند. خداوند تو را بر همه مردان و زنان مبعوث كرده است و ما گروه زنان پرده نشين و محدود هستيم… و مردان با جماعات و تشييع جنازه ها بر ما برترى يافته اند و زمانى كه مردان براى جهاد بيرون مى روند, ما اموالشان را حفظ مى كنيم و… يا رسول اللّه آيا در اجر شريكيم؟ پيغمبر(ص)… فرمود اى اسماء بازگرد و به زنانى كه تو را فرستاده اند اعلام كن كه فضيلت شوهردارى نيكو و رضاجويى و همدلى با او برابر همه ثواب هاى مردان است كه ذكر كردى) (ص ٢٨٠) يا ذيل عنوان (صحابه, زنان و كنيزان خود را تعليم مى دادند) و (پيغمبر(ص) روزهاى خاصى را به زنان اختصاص داده بود) آمده كه (زنان به پيغمبر(ص) عرض كردند مردان در محضر تو بر ما غلبه كرده اند (و اغلب وقتِ تو را مى گيرند), پس روز معيّنى از براى ما قرار بده. حضرت روزى را براى ملاقات با زنان و موعظه آنها وعده گذاشت) (ص ٣١٧). مزيد بر اطلاع از مسئله زنان در صدر اسلام مى توان به عناوين زنانِ معلم (ص ٤١), زندان زنان (ص ١٤٥), زن عطر فروش (ص ٢٤٤), زنان پرستار در ميدان جنگ (ص ٢٧٧), زنان تجارت پيشه (ص ٢٧٩) و… توجه نمود.
ويژگى هاى جسمانى و رفتارى مسلمانان صدر اسلام و نيز شخص پيامبر(ص) و هم اشيا مانند شمشير على (ع) عناوين و مطالبى را در كتاب كتّانى (نظام اداري… ) به خود اختصاص داده است, در اين باره مى خوانيم: (در ميان صحابه, شمشير على(ع) به گره گشايى دشوارى ها معروف بود… ) (ص ٣٨٠), (از صحابه آن كه قد بلندتر بود) (ص ٣٨١), (از صحابه آن كه بسيار كوتاه قد بود) (ص ٣٨٢), اما پيامبر (رويش از نور مى درخشيد مانن شده چهارده, از ميانه بالا اندكى بلندتر بود و بسيار نبود و سرمباركش شب بزرگ بود و مويش نه بسيار پيچيده و نه بسيار فرو افتاده بود و موى سرش بيشتر اوقات از نرمه گوشش نمى گذشت و اگر بلندتر مى شد ميانش را مى شكافت و به دو طرف سر مى افكند… گشاده پيشانى بود و ابرويش باريك و قوس دار و كشيده بود و پيوسته نبود.
چون راه مى رفت, قدم ها را به روش متكبران بر زمين نمى كشيد, بلكه از زمين مى كند و مى گذاشت و سر را به زير مى افكند… گردن را به روش خودخواهان نمى كشيد… چون به جانب خود ملتفت مى شد كه با كسى سخن گويد به روش ارباب دولت به گوشه چشم نظر نمى كرد, بلكه با تمام بدن بر مى گشت و سخن مى گفت… چون اشاره مى نمود به دست اشاره مى نمود نه به چشم و ابرو… از شر مردم در حذر بود, اما از ايشان كناره نمى گرفت… مجلس شريفش مجلس بردبارى و حيا و راستى و امانت بود… ) (ص ٤٠١ ـ ٤٠٥).
خلاصه بايد گفت كتّانى با يافتن احاديث و روايات از منابع معتبر و تأليف التراتيب الادرايه… در پى اين بوده (كه نشان دهد حرفه هاى مدنى و اعمال حكومتى, بدعت نيست و سنّت است) (ص ١٨). همان طور كه از محتواى كتاب بر مى آيد مؤلف بيشتر از كتب اهل سنّت (مالكى) استفاده كرده, لذا در بعضى جاها سيره صحابه و خلفا را هم به مثابه حجت و اصل گرفته است كه اين امر قابل تأمل است, اما به هر حال يافته هاى او به لحاظ تاريخى و كتابش از نظر جمع بودن مطالب بسيارزياد درباره وضع حكومت و اداره جامعه مسلمانان صدر اسلام حائز اهميّت است, چنان كه مى توان التراتيب الادارية… يا ترجمه خوب نظام ادارى مسلمانان… را در كنار كتاب تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى تأليف آدام متز و ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو (برنده كتاب سال ١٣٦٢) قرار داد با اين تفاوت كه التراتيب… مربوط به (تمدّن) سده اوّل هجرى مى باشد. هر دو كتاب سال هاى سال مى تواند مرجع و منبع محققان و سخنوران و اهل مطالعه از هر نوع سليقه و نگرش باشد.